افزایش ساعت مطالعه کنکور

افزایش ساعت مطالعه کنکور

5 خرداد1398

با روش های افزایش ساعت مطالعه کنکور آشنا شوید توجه داشته باشید رعایت نکات افزایش ساعت مطالعه کنکور تاثیر بسیاری در قبولی کنکور خواهد داشت ۱- افزایش ساعت مطالعه کنکور باید تدریجی باشد توجه داشته باشید که افزایش ساعت مطالعه شما باید تدریجی و با شیب ملایم باشد. برای مثال اگر شما قبلا روزانه ۴ ساعت مطالعه می کردید ، نباید آن را یکباره به ۷ یا ۸ ساعت افزایش دهید شاید فکر کنید با افزایش به یکباره زمان مطالعه درس ها را زودتر تمام کنید اما این فکر اشتباه میباشد زیرا در این صورت نه تنها موفق به انجام آن نمی شوید بلکه پس از مدت کوتاهی از مطالعه دلسرد خواهید شد نگرانی و استرس را از خود دور کنید و با اعتماد به نفس به تدریج ساعات مطالعه را افزایش دهید اما با برنامه ریزی و منظم باشد مثلا :  مثلا ابتدا ۵ ساعت را به ۵:۳۰ ،  بعد ۶ و به همین صورت ادامه دهید تا به میزان مطلوب و دلخواه خود برسید. افزایش ساعت مطالعه کنکور ۲ – زمان و ساعت خالی در برنامه روزانه خود را بشناسید به عنوان مثال اگر شما از صبح تا شب ۳ ساعت مطالعه میکنید اما زمان استراحت شما زیاد باشد سعی کنید این ۳ ساعت را فشرده و منظم کرده و با استراحت ۱۵ الی ۲۰ دقیقه ای از صبح تا ظهر ۳ ساعت را کامل کنید زمان ظهر تا شب هم میتوانید به کارهای دیگر رسیدگی کنید با این روش متوجه خواهید شد چند ساعت زمان خالی دارید و میتوانید کم کم به زمان مطالعه اضافه کنید ۳ – اجرای برنامه در اوین فرصت یکی از مشکلات داوطلبان کنکور این است که مدام برنامه درس خواندن را به تاخیر می اندازند و خود را سرگرم کارهای دیگر میکنند مثال : بعد از خوردن ناهار سراغ مطالعه نمی روند و میگویند زمان و فرصت زیاد است و در چند ساعت باقی مانند سرگرم تلویزیون و موبایل و … میشوند با این روش زمان زیادی را هدر میدهند و فرصت های مطالعه از دست میرود برای افزایش ساعت مطالعه تنبلی را کنار بگذارید و در اولین فرصت سراغ درس بروید و اولویت خود را انجام برنامه درسی و کامل کردن آن قرار دهید .

جزئیات
ویژگی یک آزمون آزمایشی استاندارد

ویژگی یک آزمون آزمایشی استاندارد

5 خرداد1398

نکات مهم درباره ویژگی یک آزمون آزمایشی استاندارد ۱ _ ارائه برنامه درسی و مطالعاتی اصولی و کاربردی: از موارد مهم موضوعاتی که سبب موفقیت داوطلب در آزمون سراسری می شود داشتن یک برنامه مطالعاتی مناسب می باشد که به وسیله آن هم تمامی مطالب دروس چه پیش دانشگاهی و چه پایه های دوم و سوم دبیرستان بطور کامل مطالعه و آموخته شود و هم در این برنامه زمان هایی برای مرور گنجانده شده باشد. این برنامه که توسط گروه برگزار کننده آزمون آزمایشی و مشاوران مجرب آن داده می شود در واقع چندین برنامه کوتاه مدت را در اختیار داوطلب قرار می دهد که در نگاه کلی و جامع شامل یک برنامه بلند مدت مطالعاتی نیز می باشد.این برنامه به داوطلب کمک می کند تا در مسیر درست کنکور سراسری قدم بگذارد و از پرداختن به کار های حاشیه ای بپرهیزد. ۲ _ سوالات آزمون آزمایشی ( کنکور آزمایشی ) : سوالات باید توسط یک تیم قوی و منسجم که شامل اساتید مجرب و کار کشته در ضمینه کنکور و مشاورانی کاربلد که با آزمون های سال های اخیر به طور کامل آشنا هستند و دارای شیوه هایی اصولی برای مشاوره تحصیلی هستند طراحی شود. سوالات باید متناسب با کنکور سراسری باشند و بی جهت سوالات بیش ار حد سخت و بیش از حد آسان در آن طرح نشود این سوالات می بایست مانند آزمون سراسری تمامی گروه های قوی و ضعیف داوطلبان را مورد ارزشیابی قرار دهد. هم چنین زمانی که برای پاسخ دادن به سوالات کنکور آزمایشی در نظر گرفته می شود می باسیت مانند آزمون سراسری باشد تا داوطلب در طول سال و با شرکت منظم در آزمون های آزمایشی خود بتواند به خوبی خود را با شرایط کنکور سراسری تطبیق دهد. ۳ _ پوشش تمامی سر فصل های آزمون سراسری: آزمون آزمایشی می بایست تمامی سرفصل های کتاب های درسی را در طول سال مورد ارزشیابی قرار دهد و به خوبی نقاط ضعف و قدرت داوطلب را در تمامی دروس به وضوح اشکار کند تا داوطلب با بررسی آزمون و کارنامه آن برنامه بهتری برای مطالعه دروس خود تدارک ببیند. ویژگی یک آزمون آزمایشی استاندارد ۴_ آزمون های جامع با هدف مرور مباحث درسی: از مهم ترین کار هایی که هر داوطلب برای تسلط هر چه بیشتر بر روی مباحث درسی می کند این است که مطالبی را که آموخته است را در فواصلی معین و از قبل تعین شده مرور کند. بنابراین گروهی که آزمون های آزمایشی را برگزار می کنند می بایست در تقویم اجرایی آزمون های خود زمان هایی را برای مرور مباحث در نظر بگیرند چرا که مرور چند باره مطالب درسی باعث تسلط هر چه بیشتر داوطلب بر روی آن مباحث می شود. ۵- شبیه سازی مناسب: آزمون آزمایشی می بایست از تمامی جهات چه سطح سوالاتی که در آن مطرح می شود وچه زمانی که برای پاسخ گویی به سوالات آن در نظر گرفته می شود شبیه آزمون سراسری باشد. این ویژگی ها سبب می شود داوطلب به دفعات خود را در سر جلسه آزمون سراسری تصور کند و با ویژگی های آن به طور کامل آشنا شود و بتواند به خوبی تکنیک های آزمون دادن را کسب کند تا در کنار مطالعه اصولی مطالب به هنر آزمون دادن نیز مجهز شود. ۶ _ برنامه آزمون آزمایشی بسیار شاهد این گلایه از سوی داوطلبان بوده ایم که از برنامه آزمون های آزمایشی خود عقب بوده اند چرا که اکثرا برنامه آزمون های آزمایشی از برنامه مدرسه و تدریس استاد جلوتر است در این حالت نه تنها آزمون آزمایشی باعث ارزشیابی اصولی و دقیق داوطلب نمی شود بلکه با کسب تراز های پایین به شدت روحیه داوطلب را برای ادامه مسیر مطالعاتی خود پایین می آورد.

جزئیات
نکاتی درباره خواب دانش آموزان

نکاتی درباره خواب دانش آموزان

2 آبان1397

حتما حتما اگر در زمینه خواب مشکل دارید موارد زیر را رعایت کنید . 1.حداكثر هشت ساعت بخوابيد. خوابیدن بيش‌تر از هشت ساعت، هم باعث از دست ‌دادن زمان برای مطالعه‌ی مفید می‌شود و هم كسلي و خواب‌آلودگي در طولِ روز را به همراه دارد. 2.تا نيمه شب براي درس خواندن بيدار نمانید. زيرا منجر به خواب‌آلودگي در روز بعد مي‌شود و شما را به سيستمی غلط عادت مي‌دهد. ترك اين عادت در روز آزمون سراسری دشوار است. 3. از مصرف کافئین حداقل 4 تا 6 ساعت قبل از رفتن به رختخواب پرهیز کنید. کافئین محرکی است که اختلالاتی در زمانِ به خواب رفتن ایجاد می‌کند و قهوه، چای، نوشابه، کاکائو و شکلات حاوی کافئین هستند. نوشیدن کمی چای، قهوه و یا خوردن شکلات شما را با نشاط می‌کند و مصرف آن در طول روز مانعی ندارد. 4.از تخت خود تنها برای خوابیدن استفاده کنید و بهتر است از استفاده از تخت برای تماشای تلویزیون، درس خواندن و  پرهیز شود. در این صورت هنگامی که شما به رختخواب می‌روید، بدن شما می‌داند که وقت خوابیدن است. 5. حتماً شام بخورید و با شکم خالی آماده‌ی خواب نشوید. در مقابل باید از پرخوری هم بپرهیزید. اگر معده‌ی شما خیلی خالی و یا پر باشد، می‌تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند. 6.مصرف خودسرانه‌ی قرص‌های خواب‌آور ممنوع است و موجب بروز مشکلات و آثار جانبی می‌شود. حتماً نگرانی های خود را یادداشت کنید که این کار موجب آرامش بیش‌تر برای خوابیدن می‌شود. (جمع آوری شده از  توسط تیم مشاوره تحصیلی موسسه آموزشی موفقیت ) برای دریافت مشاوره تلفنی رایگان با شماره 22891840 تماس بگیرید و زمان 20 دقیقه مشاوره رایگان خود رارزرو کنید . آینده رو ببین بجنگ بسازش

جزئیات
 موفقیتی که انتظارمان را می‌کشد

موفقیتی که انتظارمان را می‌کشد

19 مهر1397

خورشیدِ اولین ماه پاییز بر آسمان نورافشانی می‌کند و این طلوع، نویدِ آغازِ یک سالِ تحصیلی دیگر را می‌دهد. کتاب‌های جلد شده و تا نخورده، دفترهای سفید و مدادهای تراشیده و بلند قَد، همگی سرود "باز آمد، بوی ماه مدرسه" را سر می‌دهند. دفتر یادداشت کوچکم را می‌آورم و روی میز تحریرم می‌گذارم. امسال قصد دارم اهداف و تصمیم‌هایم را با خطِ خودم روی این دفتر بنویسم. می‌خواهم هر هفته این دفتر را کنترل کنم و ببینم برای رسیدن به هدف‌هایم چه‌قدر از جان مایه گذاشته‌ام. -می‌خواهم درس هر روز را در همان روز بخوانم. -می‌خواهم کتاب درسی را اولویت مطالعه‌ام قرار بدهم. -امسال حتما درس‌هایم را نکته‌برداری و خلاصه‌برداری خواهم کرد. -سعی می‌کنم با یاد دادنِ مباحثی که در آن‌ها مسلط هستم به دوستانم، آن‌ها را در ذهنم تثبیت کنم. -هر روز برای توسعه‌ی دایره‌ی واژگانم در درس‌های زبان انگلیسی، فارسی و عربی یک قدم کوچک برمی‌دارم. -نظم و برنامه‌ریزی را سرلوحه‌ی کارهایم قرار می‌دهم. -پیوسته و بدون غیبت در آزمون‌های برنامه‌ای کانون شرکت می‌کنم. -در کلاس درس با تمرکز و انگیزه حاضر می شوم. -مطالعاتم را منطبق بر برنامه ی راهبردی پیش می‌برم و تا حد امکان آن‌ها را با برنامه ی مدرسه هماهنگ می‌کنم. -دفتر برنامه ریزی و کتاب خودآموزی‌ام را به طور پیوسته و منظم پر میکنم. راستی مگر می‌شود تصمیماتی به این خوبی گرفت و موفق نشد؟ قطعا موفقیت در انتظار ماست. شما هم خیلی زود دفتری آماده کنید و اهداف و تصمیماتتان را یادداشت کنید. تصمیمات مکتوب خیلی بیشتر از تصمیماتی که فقط در ذهن نقش می‌بندند، اجرایی و عملی خواهند شد. کم‌رنگ‌ترین جوهرها از قوی‌ترین حافظه‌ها ماندگارترند.

جزئیات
 چگونه افکار منفی را از بین ببریم و تاثیرات افکار منفی بر زندگی

چگونه افکار منفی را از بین ببریم و تاثیرات افکار منفی بر زندگی

29 مرداد1397

چگونه افکار منفی را از بین ببریم ؟ تاثیر افکار منفی در زندگی بر جسم و روح افراد چیست ؟ در اینجا با مقاله ای درباره خودشناسی ، تاثیر افکار منفی در زندگی در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید. ریشه افکار منفی داشتن یک روحیه ی شاد و مثبت اندیش ، در زندگی روز مره افراد تاثیر بسیار مهمی دارد. کسانی که روز خود را با افکار مثبت آغاز می کنند و تا پایان شب هرگونه فکر منفی را از خود دور می کنند ، زندگی شاد تری نسبت به دیگران دارند. اما دلیل به وجود آمدن افکار منفی چیست؟ افکار منفی از پیدایش تا ریشه کنی مثل هر روز در آشپزخانه مشغول به کار بود. روی اجاق گاز هم غذا داشت قل قل می زد. او هم سخت مشغول شستن ظروف بود. هرکس او را می دید، حس می کرد که حسابی مشغول کار است اما واقعیت امر چیز دیگری بود. او جسمش در آشپزخانه بود اما روح و فکرش در جای دیگری مشغول بود. داشت فکر می کرد. البته فکر داریم تا فکر. قرار بود با اعضای خانواده به مسافرت بروند و او چند روز بود که مشغول فکرکردن بود: دانشمندان و محققان دائم اخبار جدیدی در مورد تاثیر افکار منفی بر روی زندگی انسان اعلام می کنند. چندی قبل محققان آمریکایی اعلام کردند افکار منفی حتی باعث بیماری جسم می شود. در این تحقیق به وضوح بیان شده است فعالیت منفی مغز (ناشی از فکر منفی) باعث ضعف سیستم ایمنی می شود، جالب اینکه عکس این مطلب هم صادق است. افکار مثبت باعث تقویت سیستم ایمنی می شود. حتی در تحقیقی دیگر مشخص شد افرادی که افکار مثبت، روشن و خوش بینانه دارند بیشتر عمر می کنند و حتی متوسط عمر این افراد ۵/۷ سال بیشتر از افراد منفی نگر است که دائم افسوس گذشته را می خورند. نکته مهم اینکه این محققان اعلام کردند تاثیر فکر مثبت بیشتر از پایین بودن فشارخون؛ کنترل کلسترول و یا کاهش وزن است! در مطالعات بعدی مشخص شد قلب و عروق افرادی که منفی نگر هستند به استرس پاسخ مناسبی نمی دهد و به این ترتیب امید به زندگی در این افرادکمتر است. شاید باور نکنید که حتی دانشمندان نقاطی را در مغز که به افکار منفی و مثبت پاسخ می دهد، شناسایی کردند و افرادی که نقاط مثبت مغزشان بیشتر فعال است سرحال تر بوده و زندگی شادابی دارند . حتی روان شناسان معتقدند دعواهای پدر و مادر باعث می شود در بچه ها تنش ایجاد شده و آنها دچار افکار منفی شوند که آثار این تفکر منفی در ازدواج و زندگی خانوادگی آنها در آینده تاثیر بدی می گذارد به طوری که خشونت، بی تفاوتی و عدم مسئولیت پذیری از نتایج سوء این تفکرات منفی است. بازار فکر منفی داغ است حتما شما هم این سوال معروف و به اصطلاح فلسفی را شنیده اید: اول مرغ به وجود آمد یا تخم مرغ؟! حالا به این سوال هم دقت کنید: اول افسردگی به وجود آمد یا افکار منفی؟ شاید ما نتوانیم به سوال اول جواب بدهیم اما پاسخ سوال دوم برای همه شما بسیار جالب خواهد بود. در بسیاری از موارد، حقیقتا افسردگی در نتیجه افکار منفی به وجود می آید. وقتی اتفاقات بدی رخ می دهد ما باران افکار منفی را بر سر خود می ریزیم: تمام این افکار ما را به سمت افسردگی عمیق حرکت می دهد چون این تفکر ماست که وجود و نحوه زندگی کردن ما را می سازد. دانشمندان ۱۰ نوع الگوی فکری غلط را شناسایی کرده اند که ما را به سمت افسردگی می برند.

جزئیات
 سه تفکر نادرست رایج درباره ریاضی

سه تفکر نادرست رایج درباره ریاضی

7 اردیبهشت1397

بسیاری بر این نظرند که ریاضی سخت‌ترین درس است. علاوه بر این کسل‌کننده بوده و نیازی به آن نداریم. این عدم علاقه و نیز تفکرات منفی درباره آن سبب افت یادگیری می‌شوند. علاقه به یک موضوع سبب تقویت یادگیری می‌شود. پس چگونه می‌توان ریاضی را بهبود بخشید؟ اولین قدم این است که با تفکرات نادرست درباره آن آشنا شده و مبارزه کنید. حرف‌های زیادی در این رابطه می‌شنوید برای مثال: ریاضی هوش بسیار بالایی نیاز دارد؛ مهم نیست اگر در ریاضی بد هستید، زیرا بسیاری از افراد این‌گونه هستند و به‌جز در رشته‌هایی خاص کاربرد زیادی نیز ندارد. یا والدینم در ریاضی خوب نبودند بنابراین اصلاً از من انتظار ندارند نمره خوبی بگیرم. بیایید نگاهی نزدیک‌تر به برخی از این‌ها داشته باشیم. تفکر نادرست 1: استعدادش را داری یا نداری بسیاری از کودکان و نوجوانان بر این باورند که اگر والدین آن‌ها در ریاضی خوب نبوده‌اند، پس ازنظر ژنتیکی پتانسیل آن‌ها در یادگیری ریاضی محدود است. یکی از حرف‌هایی که از دانش‌آموزان زیاد می‌شنوید این است که «پدرم می‌گوید من همیشه در ریاضی ضعیف بوده‌ام»، که دانش‌آموز خودبه‌خود آن را به ضعف خودش در ریاضی تعبیر می‌کند. خلاف آن نیز می‌تواند ضرر برساند. اگر والدین بگویند که ریاضی همیشه برای آن‌ها «ساده» بوده است، کودک ممکن است تحت‌فشار قرار بگیرد و فکر کند باید حتماً خوب باشد و اگر در ریاضی ضعیف است نشان‌دهنده نداشتن استعداد است. نوع برخورد والدین بسیار مهم است. زمانی که کودک چنین حرف‌هایی می‌شوند که «من هیچ‌وقت به ریاضی نیاز پیدا نکردم، مطمئنم برای تو هم همین‌طور خواهد بود»، یا «نمی‌دانم برای چه مشکل‌داری، این مسائل خیلی هم ساده هستند.»، ابتدا به خودش شک می‌کند. سپس ازآنجایی‌که نگران مأیوس کردن والدین خود است مشکل را بروز نمی‌دهد، از آنان کمک نمی‌خواهد. درباره تجربیات خود این‌گونه صحبت نکنید. استعداد به آن معنی ذاتی وجود ندارد. تمام مغزها پتانسیل درک ریاضی رادارند. تنها چیزی که لازم است تمرین است و تمرین. تفکر نادرست 2: پسرها در ریاضی بهتر از دخترها هستند محققان زیادی به مطالعه این باور کلیشه‌ای پرداخته‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که توان ذهنی دختران و پسران در ریاضی برابر است. به دختران خود این مسئله را القا نکنید. متأسفانه برخی معلمان نیز به این مشکل دامن می‌زنند. این مسئله فقط یک کلیشه جنسیتی قدیمی و بی‌اساس است. جامعه نیز به‌صورت ناخودآگاه این مسئله را به دختران القا می‌کند، به‌صورتی که بسیاری نیز باور کرده‌اند که واقعاً توان آنان در حل مسائل ریاضی کمتر از پسرها است. این مسئله سبب افت سطح اعتمادبه‌نفس و درنتیجه نمرات می‌شود. تفکر نادرست 3: ریاضی برای همه مهم و لازم نیست «ریاضی برای همه رشته‌ها مهم نیست»، «اشکالی نداره اگر ریاضی‌ات خوب نیست، بیشتر مردم با ریاضی مشکل‌دارند»، یا «ریاضی خیلی هم به کار نمی‌آید». این حرف‌ها را همه ما شنیده‌ایم. این‌ها سبب می‌شوند تا دانش‌آموزان خیلی سریع‌تر از تلاش دست بکشند، مخصوصاً اگر ریاضی برای آنان دشوار باشد. فرصت‌هایی را پیدا کنید تا به دانش‌آموزان نشان دهید ریاضی چگونه در شغل‌های مختلف و حتی زندگی روزمره، در خانه و در خیابان بکار می‌رود. با حذف تفکرات نادرست، و تقویت انگیزه و اعتمادبه‌نفس، می‌توانیم دانش‌آموزانی قوی درزمینه ریاضی داشته باشیم. همه ما با ذهنی توانمند به دنیا آمده‌ایم. آنچه سبب دست‌یابی به موفقیت می‌شود ترکیبی است از علاقه، اعتمادبه‌نفس و تلاش و پشتکار.

جزئیات
استراتژی دوران جمع‌بندی

استراتژی دوران جمع‌بندی

7 اردیبهشت1397

ر دوران جمع‌بندی، پس از حل یک مجموعه سوال از کتاب زرد اختصاصی و تحصیح و ارزیابی آن‌ها، براساس نیازسنجی که هنگام حل مجموعه سوالات انجام داده بودم مباحث را مشخص می‌کردم. در درس زیست و حفظیات شیمی، هم‌چنین دینی و تاریخ ادبیات، خلاصه نویسی‌های خودم را مرور می‌کردم و یا کتاب را به صورت تورق سریع دوره می‌کردم؛ البته برای زیست از کتاب سه‌سطحی هم استفاده می‌کردم. برای ریاضی و فیزیک و قسمت‌هایی از شیمی که حل مسئله هستند اول نکات و فرمول‌ها را از روی خلاصه‌نویسی‌هایم دوره کردم و سپس به حل تست می‌پرداختم. این تست‌ها را به صورت مضربی و البته تست‌های نشان‌دار خودم از کتاب‌ها حل می‌کردم. برای فیزیک، کتاب آبی و برای شیمی و ریاضی کتاب‌های سه‌سطحی را استفاده می‌کردم، البته برای دروس مشترک ریاضی و تجربی از مجموعه سوالات کنکورهای ریاضی هم استفاده می‌کردم. برای ادبیات (البته به جز تاریخ ادبیات)، عربی و زبان نیز از کتاب زرد عمومی استفاده می‌کردم، به این صورت که اگر در آن دوره‌ی 3 روزه مثلا کنکور 93 تجربی را حل کرده بودم، از زرد عمومی کنکورهای 93 را برای همه‌ی رشته‌ها حل می‌کردم. در پایان دوره‌ی 3 روزه، یعنی عصر روز سوم سوالات آزمون‌های کانون (2 یا 3 دفترچه سوال) را مرور می‌کردم، به این ترتیب تا هفته‌ی آخر توانسته بودم همه‌ی دفترچه سوالات کانون را که در طول سال آزمون داده بودیم، مرور کنم. چون کتاب زرد اختصاصی را 2 هفته مانده به کنکور تمام کردم، یک هفته‌ی‌ آن را به حل کتاب شبیه‌ساز اختصاص دادم و مجموعه سوالات این کتاب را به روش 2 روز یک‌بار حل کردم. انطباق برنامه‌ی آزمون با امتحانات مدرسه: طی امتحانات پایان ترم دوم، روش مطالعه‌ی من به این صورت بود که مطابق با برنامه‌ی امتحانی پیش رفتم ولی اول بازیابی می‌کردم؛ یعنی اگر برای درس فیزیک سه روز تا امتحان فیزیک زمان داشتیم، یک روز آن را به جمع‌بندی سایر دروس می‌پرداختم ولی دو روز باقی‌مانده ابتدا برای کل فیزیک پیش‌دانشگاهی تست کار می‌کردم و سپس به مرور و مطالعه‌ی فیزیک می‌پرداختم. در کل، در طول مدت امتحانات، تاکیدم بیشتر روی تستی خواندن بود نه به صورت تشریحی و حفظی.

جزئیات
راه های افزایش تراز

راه های افزایش تراز

1 اردیبهشت1397

یکی از مواردی که از رشد تراز دانش‌آموزان جلوگیری می‌کند، عدم مدیریت اشتباهات در جلسه‌ی آزمون است. کنترل تعداد غلط‌ها می‌تواند زمینه‌ی ‌رشد را برای دانش‌آموزان فراهم کند؛ یعنی شناسایی عوامل بروز این اشتباهات و آسیب‌شناسی آن‌ها گامی مناسب برای رفع این مشکلات است. اولین توصیه این است که هنگام تحلیل آزمون مشخص کنید اشتباهات شما جزء کدام دسته است. ازجمله مواردی که باعث افزایش تعداد غلط‌ها می‌شود نداشتن تسلط کافی و هم‌چنین عدم شناخت دانش‌آموز نسبت به توانایی خود است. از آن‌جا که پاسخ دادن به پرسش‌های چهارگزینه‌ای مستلزم داشتن تسلط کامل روی مطالب درسی است، بیش‌ترین اشتباهات ناشی از عدم رعایت این موضوع است. فراموش کردن مطالب و نقص در یادگیری را می‌توان از تسلط نداشتن کافی برشمرد. بهترین روش برای به حداقل رساندن این مشکل، انجام دوره و مرور کافی و متناسب هر نوع درس (بازخوانی برای درس‌های توصیفی مانند تاریخ ادبیات، لغات زبان انگلیسی و عربی و بازیابی برای درس‌های تحلیلی مانند ریاضی و فیزیک) است. از دیگر عوامل مؤثر برای افزایش تسلط، جمع‌بندی کامل مطالب خوانده‌شده طی دو روز منتهی به آزمون است. بعضی از دانش‌آموزان، با وجود میزان مطالعه‌ی بالا، از اهمیت جمع‌بندی غافل بوده و همین امر باعث فراموشی مطالب در جلسه‌ی آزمون و هم‌چنین افزایش تعداد غلط‌ها می‌شود. از ابزارهای جمع‌بندی می‌توان به آزمون غیر حضوری، خلاصه‌نویسی و تست‌های نشان‌دار اشاره کرد. این‌که دانش‌آموزی با تراز پایین بخواهد به تمام سؤالات پاسخ دهد ناشی از عدم شناخت او نسبت به وضعیت تحصیلی خود است. بهترین روش برای رفع این مشکل هدف‌گذاری به روش چند از ده، در روز قبل از آزمون و با توجه به وضعیت مطالعه و تسلط بر مطالب خوانده‌شده و ملزم کردن خود به انجام این هدف‌گذاری در روز آزمون است.

جزئیات
مدیریت زمان

مدیریت زمان

1 اردیبهشت1397

ین مقاله در واقع دنباله‌ی مقاله ی « مدیریت زمان;بایدی اجتناب ناپذیر » است ، فلذا بهتر است برای اشراف به موضوع این مقاله ابتدا مقاله‌ی قبلی در لینک زیر مطالعه شود . مدیریت زمان چیست؟ برای اینکه تعریف درستی از مدیریت زمان داشته باشیم ابتدا باید واژه‌های «مدیریت » و «زمان» را به طور جداگانه تعریف کنیم . مدیریت به معنای «تدبیر ، اداره و گردانندگی » است ، به نحوی می‌توان توانایی کنترل کردن و اداره ی یک موضوع مشخص را مدیریت خواند ، در مقاله قبل سعی شد تا مفهوم زمان و اهمیت آن که همان موضوع مدیریت زمان است را روشن کنیم تا به شناختی نسبی نسبت به چیزی که میخواهیم مدیریت کنیم برسیم ، زیرا موضوع نامشخص قابل مدیریت کردن نیست . در این مقاله قصد داریم نحوه‌ی مدیریت آن را مورد ارزیابی قرار دهیم . حال متوجه شدیم که مدیریت زمان را می توان توانایی کنترل کردن فرصت های زمانی بدانیم ، توانایی کمیابی که به ما این امکان را می‌دهد که بتوانیم بر فرصت‌ها و مجال‌هایی که زمان در اختیار ما قرار می دهد ، کنترل و تسلط پیدا کنیم . اما ترکیب مدیریت زمان یعنی چه؟ این ترکیب اساسً ترکیب مبهمی است ، مگر زمان را می‌توان مدیریت کرد ؟ مگر زمان در دایره‌ی اختیار ماست که بتوان آنرا به تسخیر انسان درآورد؟ پاسخ قطعا منفی است ، زمان (حداقل در زمان حاضر ) تحت کنترل انسان نیست و نمی‌توان تأثیری در گذر آن ایجاد کرد . در واقع باید گفت منظور از مدیریت زمان حقیقتاً مدیریت زمان نیست ، بلکه مدیریت خود انسان است ،مدیریت اعمال ، رفتار و تلاش های او در محدوده ای به نام زمان ، نه لزوماً مدیریت مفهوم مبهمی مانند زمان . از همین مسئله می‌توان برداشت کرد که مدیریت زمان کار آسانی نیست ، انسان هر چقدر که در تسخیر طبیعت در قرن‌های اخیر موفق بوده و آن را در مظاهر بسیاری تحت سلطه‌ی خود درآورده است اما به همان اندازه در کنترل نهاد سرکش خود با شکست مواجه شده است و به راحتی قادر به کنترل خود نیست و این کار تلاشی جدی در اعمال و رفتار او می‌طلبد ، در ادامه می‌کوشیم که برخی از عوامل مهمی که در مدیریت زمان مؤثر اند و می توانند به دانش‌آموزان کمک کنند را با طرح چند سوال رایج بررسی کنیم : 1- مدیریت زمان؟ که چه ؟ پاسخ این سوال همان نقطه عطفی است که هر کس باید نسبت به خود بیابد و هیچ کس غیر از خود فرد نمی‌تواند پاسخ آن‌را بدهد. بدیهی است که مدیریت زمان نیز مانند اعمال دیگرِ انسان نیاز به منبع ذهنی محرکی دارد به نام «انگیزه» که او را به انجام آن کار ترغیب کند . کسی که قصد برنامه‌ریزی زمانی برای خود دارد باید بداند که چرا می‌خواهد اینکار را انجام دهد؟ از مدیریت کردن زمان و برنامه ریزی به چه چیزی می‌خواهد برسد؟ در پایان این راه و یا در طول این مسیر چه چیز خواستنی و مطلوبی منتظر اوست که حاضر است به خاطر آن خود را از راحت طلبی امروزش محروم کند؟ هر چه انگیزه و هدف فرد برای مدیریت خود قوی‌تر و بزرگتر باشد ، جدیت او برای رسیدن به آن بیشتر خواهد بود ، پس اولین لازمه‌ی شروع به مدیریت زمان داشتن انگیزه است . 2- معیار مدیریت زمان چیست؟ با چه معیاری متوجه میشویم که باید چه کاری را در چه زمانی انجام دهیم ؟ گام دوم شناخت اهداف و انگیزه‌ها از مدیریت زمان و اولویت بندی آن اهداف بر اساس ارزش و اهمیتشان برای شخص است . هر انسانی در زمینه‌های مختلف اهدافی برای خود تعیین می‌کند و هدف انسان غالباً واحد نیست.انسانها هم اهداف کاری دارند ، هم اهداف تحصیلی ، هم اهداف اقتصادی ، هم اهداف روانی و عاطفی و ... . مثلاً فردی می خواهد ضمن ارتقای درجه در شغل خود در رشته مورد علاقه اش نیز تحصیل کند و برای آسایش روانی اش به مدارس مناطق محروم کمک کند . اما باید توجه داشت که اهمیت اهداف مختلف یک شخص برای خودش برابر نیست ، بعضی اهداف مهمتر اند و بعضی از اهمیت کمتری برای فرد برخوردار‌ند ، شاهکار اشخاص در اینجا این است که به درستی تشخیص دهند که کدام هدف برای آنها ارزشمندتر و مهم‌تر است و در انجام برنامه‌ریزی ها باید زمان و انرژی بیشر را برای رسیدن به کدام یک از اهداف خود کنار بگذارد؟  معیارهای هر کس برای انتخاب اینکه کدام هدف یا اهداف برایش مهمتر اند متفاوت است ، ممکن است کسی هدف اقتصادی اش برایش مهمتر باشد ، برای دیگری هدف علمی و .... . یکی از هنرهای نوابغ توانایی تشخیص همین اولویت ها و جدیت در رسیدن به اولویت‌های برترشان است . برای تشخیص این اولولیت‌ها مسائل مختلفی از جمله عقاید ، شرایط اجتماعی و خانوادگی ، علاقه‌مندیها و ... مؤثراند ، که با مشورت و تحقیق می‌توان به تشخیص صحیح‌تری در این مورد رسید . 3- آیا مدیریت زمان، زمان ما را افزایش می‌دهد؟ پر واضح است که زمان قابل افزایش دادن نیست و کسی در عصر حاضر در این مسئله شکی ندارد . بنابراین، زمانی که در مدیریت زمان موضوع مورد بحث ماست تنها «زمان در دسترس»است ، زمانمفید در دسترس ما قابل افزایش است . یکی از مهمترین گام‌ها در مدیریت زمان یافتن مواردی است که زمانِ در دسترس ما برای فعالیت‌های مفید را از بین می‌برند.، همان کارهایی که اصطلاحاً وقت ما را می‌سوزانند و بدون اینکه بهره‌ای از آن ببریم سپری می‌شوند . مدیریت زمان باید این زمانها را بیابیم ، عوامل به هدر رفتن آنها ر ا مشخص کنیم و برای از بین بردن آن عوامل تلاش کنیم . این مرحله در حالی باید صورت بپذیرد که رها کردن آن عوامل و اجازه دادن به آنها برای اتلاف بیشتر وقت ما بسیار کار آسانتر و راحت‌طلبانه ‌تری است و تنها کسانی می‌توانند با موفقیت از این مرحله خارج شوند که اولاً اراده‌ای استوار و دوما باور داشته باشند که «دیگر زمان وقت تلف کردن و روزمره زندگی کردن نیست » . در این میان باید به اوقات اصطلاحاً « مُرده » هم اشاره‌ای داشته باشیم ، مثل زمانهایی که بدون استفاده‌ی خاصی در تاکسی ، صف‌های مختلف و ... سپری می‌شوند ، که می‌توان با پیش بینی قبلی و برنامه ریزی برای این اوقات مورد استفاده مفید قرار گیرند : مثل خواندن کتابچه ای ، یا گوش دادن به مکالمات زبانی که در حال یادگیری آن هستیم و ... 4- چگونه مدیریت زمان کنیم ؟ همانطور که گفتیم گام‌های اولیه مدیریت زمان تشخسص اولویت‌ اهداف ، تشخیص زمان های تلف شده و زمان در دسترس و همچنین داشتن انگیزه ای مطلوب و دلپذیر و ... هستند . کسی که مدیریت زمان می‌کند لازم است بداند که در حال حاضر و در زمانی که در دسترس دارد باید بر روی کدام هدف یا اهدافش تمرکز کند؟ مثلاً دانش اموز کنکوری که هدف کسب موفقیت در کنکور است بیشتر زمان در دسترشش را به درس خواند اختصاص می‌دهد و بقیه امور زندگی اش را با این هدف خود هماهنگ می‌کند ، یا یک ورزشکار که برای شرکت در مسابقات آماده می‌شود بیشتر وقتش را به آماده کردن خود برای آن مسابقات کنار می‌گذارد و بقیه‌ی کارهایش را ممکن است به حاشیه براند و یا حتی مدتی کارهای مربوط به اهداف غیر ضروری اش را ترک کند تا زمان بیشتری برای رسیدگی به هدف اصلی اش داشته باشد . برای مدیریت کردن صحیح زمان ، تقسیم بندی و تفکیک زمان انجام کارها لازم و ضروری است ، آن هم نه به صورت ذهنی بلکه بهتر است نمود خارجی مثل نوشته یا یادداشت ( وچه بهتر که دفتر برنامه ریزی ) داشته باشد . فرد باید از قبل بداند که در چه زمانی قرار است چه کاری را انجام دهد و آن کار چه مدت به طول می انجامد ، تا هم زمانِ انجام کارهای مختلفش مشخص باشد و هم اینکه زمان هر کار از کنترل او خارج نشود و وقت بقیه ی کارهایش را از بین نبرد. با این کار هم انجام کار با تمرکز بهتری صورت می‌گیرد و هم به مرور سرعت انجام آن کار برای او افزایش می‌یابد . 5- آیا مدیریت زمان بر شخصیت افراد تأثیری دارد؟ انسانها متفاوت از یکدیگر اند و نمی‌توان در مورد مسائلی که مربوط به انسان است به طور مطلق نظر داد ، ممکن است بعد از انجام برنامه ریزی و مدیریت زمان فردی هیچ تغییری نکند و یا حتی تغییرات منفی داشته باشد ، اما غالباً پس از گذشت مدتی از اجرایی کردن مدیریت زمان نتایج مطلوبی در ویژگی‌های شخصیتی و حتی اعتبار اجتماعی افراد به وجود می‌آید و شاهد تغییرات مثبتی در ای ویژگی ها خواهیم بود . بعضی از این ویژگی ها را ذکر می‌کنیم : 1- نظم‌پذیری و شفافیت ذهنی نسبت به برنامه‌های خود . 2- افزایش اعتماد به نفس فرد  و حتی افزایش اعتماد دیگران به او به دلیل مشاهده‌ی افزایش جدیت فرد در امور مختلف 3- افزایش تمرکز و بهره‌وری ذهنی و قدرت حافظه 4- بهبود سرعت انجام کارها 5- خوش قولی و فراموش نکردن امور مختلف به دلیل مکتوب بودن برنامه روزانه و هفتگی 6- پیشرفت در رسیدن به هدف مورد نظر ( تحصیل و ...) البته لازم به ذکر است که این ویژگی‌ها صرفا بر اساس نتایج آزمونهای مختلف نسبت به گروه‌های محدودی از افراد است و طبیعتاً ممکن است در مورد اشخاص مختلف نتایج متفاوتی داشته باشد ، اما اگر با یک استقرا و اندکی مسامحه مشت را نمونه خروار بدانیم آنچه بدست می‌آید این است که حداقل در اکثر موارد پیامدهایی که ذکر کردیم از نتایج طبیعی و قابل پیش بینی برنامه‌ریزی و مدیریت زمان هستند . نکاتی چند : 1- مدیریت زمان شاید در چند روز اول دشوار به نظر برسد اما به مرور و پس از چند روز اول برنامه ریزی به کاری دلپذیر تبدیل شده و احساس رضایت خاصی را برای کسی که جرأت امتحان کردن آن را به خود داده است به ارمغان می آورد زیرا با برنامه ریزی و اختصاص زمان به امور مشخص ، درک افراد از زمان در دسترس افزایش یافته و در نتیجه می‌توانند از زمان خود به صورت هدفمندتر و سازمان‌یافته‌تری استفاده کنند. 2- مدیریت زمان به هیچ عنوان به معنی نداشتن تفریح یا استراحت نیست، بلکه از ملزومات مدیریت صحیح زمان و افزایش بهره‌وری ذنی داشتن استراحت کافی و تفریح‌های مناسب و صحیح برای تأمین آمادگی روحی و حفظ سلامت بدن برای انجام امور مختلف است ريا، کسی که شروع به برنامه ریزی می‌کند پیش از اینکه بخواهد به هدفش برسد باید در نظر داشته باشد که او هم یک انسان است و انسان به تفریح ف استراحت ، بازی و ... نیز در کنار تلاش و کوشش نیازمند است و در برنامه ریزی باید زمانهایی را به این موارد اختصاص داد و نباید از آن طرف بام افتاد و چنین حقوق واضحی را از خود سلب کرد . 3- اگنترل نسبتاً کامل زمان برای فردی دشوار است ( که معمولا هم اینگونه است ) ، او می‌تواند ازبرنامه ریزی تنها برای چند ساعت از روز ( مثلا سه ساعت در روز) شروع کنند و تنها برای همان مدت کوتاه از قبل برنامه ریزی کنند و پس از چند روز یا چند هفته به تدریج آن را افزایش دهند تا نهایتاً پس از گذشت مدتی به مرور برای تمام روز خود از قبل برنامه ریزی کنند . 4- بهتر است اهداف بلند مدت را به چندین هدف کوتاه مدت کوچکتر تقسیم کنیم تا به راحتی و به صورت دقیق تر و بدون استرس رسیدن به هدف برای آن برنامه ریزی کنیم . مثلا کسی که هدفش قبولی در کنکور است ابتدا می تواند برای کسب فلان رتبه یا قبولی در فلا ن رشته برنامه ریزی کند ، سپس متناسب با هدف نهایی اش برای هر آزمون هدف کوچکی تعیین کند ( مثلا مطالعه تمام مباحث همان آزمون ) ، سپس در دو هفته ی آزمون برای هر هفته جداگانه هدفی تعیین کند  ، سپس در هر هفته برای هر روز هدف یا اهدافی تعیین کند و سپس در هر روز برای هر ساعت برنامه ای تعیین کند تا با تکمیل برنامه های همه ی ساعت ها در یک روز به هدف آن روز خود برسد . اگر با همین شیوه پیش برود با رسیدن به هدف هر روز،  بعد از دو هفته به هدفی که برای آزمون تعیین کرده بود (مطالعه تمام مباحث) می رسد و پس از آن نیز با ادامه همین روند و رسیدن به هدفش در همه ی آزمون های بعدی به هدف بلند مدتش در کنکور می‌رسد بدون اینکه در این مدت استرس رسیدن به هدف نهایی را داشته باشد و یا ذهنش مشغول آن شده باشد . برای بالا رفتن از یک نردبان در هر پله تنها باید به فکر رسیدن به پله بعد بود ، مجموع این پله ها خود شما را به آخرین پله خواهد رساند لازم نیست شما از آغاز درگیر رسیدن به بالای نردبان باشید ، کافی است بدانید که بالاخره به انتهای آن می‌رسید . با سپاس فراوان از اینکه به مطالعه‌ی این دو مقاله پرداختید ، امیدواریم که توانسته باشیم در ازای زمانی که برای خواندن این مطالب صرف کردید نکات مفیدی را به شما ارائه کرده باشیم .

جزئیات
آزمون DISK چیست

آزمون DISK چیست

25 آذر1396

ست دیسک (DISC) یا آزمون دیسک که نام درست‌تر آن مدل رفتارشناسی دیسک است، از جمله مدلهای کلاسیک رفتار شناسی است که نزدیک به یک قرن از مطرح شدن آن می‌گذرد. آزمون دیسک بر اساس مطالعات ویلیام مولتون مارستون شکل گرفته است. مارستون، کتابی تحت عنوان هیجانات انسان‌های معمولی نوشته بود و در آن کتاب، توضیح داده بود که انسانها، هیجانات خود را از طریق چهار رفتار بروز می‌دهند. حرف اول این چهار رفتار که D ominance (برتری طلبی) و I nfluence (تاثیرگذاری) و S teadiness (ثبات) و C ompliance (تطابق)‌ بودند، در کنار هم قرار گرفت و مخفف DISC را ایجاد کرد. تاریخچه آزمون دیسک تقریباً از دهه‌ی هفتاد میلادی، دانشمندان مختلف و همینطور موسسات مختلف، اقدام به طراحی ابزارها و پرسش‌‌نامه‌های مختلفی برای سنجش پارامترهای مطرح شده در مدل رفتارشناسی دیسک کردند و به تدریج آزمون دیسک به شکل تجاری و فراگیر، در نقاط مختلف جهان مورد توجه و استفاده قرار گرفت. از نکات جالبی که ویلیام مارستون در کتاب خود مورد بحث قرار داده، این است که: بر این باور هستم که انسان‌ها الگوی رفتار هیجانی خود را بر اساس احساسی که نسبت به خودشان و محیط‌ شان دارند، انتخاب می‌کنند. بر این اساس، دو مسئله مورد توجه افراد، قرار می‌گیرد: نخست اینکه آیا فرد، شرایط محیطی خود را مطلوب تلقی می‌کند یا نامطلوب. دوم اینکه احساس می‌کند که بر روی شرایط کنترل دارد یا اینکه کنترلی بر روی شرایط خود ندارد. اگر چه قطعاً باید مطالعات ویلیام مارستون را به عنوان ریشه‌ی اصلی شکل گیری ابزار رفتارشناسی دیسک در نظر گرفت، اما به خاطر داشته باشیم که تمام ابزارهای رفتارشناسی DISC موجود، به صورت مستقل و پس از او طراحی شده‌اند. ویلیام مارستون، دیسک را به عنوان ابزاری برای سنجش رفتارهای خود و همینطور رفتارهای دیگران در تعامل با آنها می‌دید. اما به تدریج،‌ توسعه و تکمیل این ابزار، باعث شد که برخی از سازمان‌ها هم به استفاده از DISC‌ برای تحلیل شخصیت افراد و تصمیم گیری در مورد استخدام یا عدم استخدام آنها روی آورند. هنگام استفاده از مدل رفتارشناسی دیسک برای کاربردهای سازمانی، شاید دقیق‌تر باشد اگر به جای اصطلاح مدل شخصیت شناسی دیسک، از عنوان مدل رفتارشناسی دیسک برای پیش بینی رفتار افراد در شرایط مختلف و محیط‌های مختلف شغلی، استفاده شود. امروزه ابزار دیسک، در کنار سنجش چهار پارامتر اصلی، با استفاده از ترکیب آنها، الگوهای رفتاری بسیار متنوعی را اندازه گیری می‌کند که تعداد این الگوها بسته به نوع ابزار، از ۱۵ مورد تا ۱۶۰ مورد متغیر است. نمونه پرسشنامه آزمون دیسک (تست دیسک) نحوه اجرای تست دیسک با آنچه در بسیاری از پرسشنامه های شخصیت شناسی و رفتارشناسی دیده‌ایم و تجربه‌ کرده‌ایم تفاوت دارد. برای انجام تست دیسک، پرسشنامه‌ای در برابر شما قرار می‌گیرد که صفات مختلف در دسته‌ بندی‌های چهارتایی در آن مشخص شده‌اند. در هر دسته‌ی چهارتایی، یک مورد را که فکر می‌کنید بیشتر به شما شبیه است با علامت M یا مشخص می‌کنید و در همان دسته‌ی چهارتایی، مورد دیگری را که فکر می‌کنید کمتر از موارد دیگر به شما شبیه است با علامت L یا  علامت می‌زنید (Most / Least). نمرات شما در آزمون دیسک بر این اساس محاسبه خواهد شد. با کلیک بر روی تصویر زیر می‌توانید فایل PDF نمونه‌ی پرسشنامه دیسک را ببینید: در صورتی که تا حدی با زبان انگلیسی آشنا باشید، می‌توانید از تست دیسک رایگان که در سایت‌هایی مانند ۱۲۳test اجرا می‌شود استفاده کنید. مطالعه تکمیلی و مقاله در مورد تست دیسک شاید خواندن مقاله Ben Dattner کمک خوبی برای شناخت فرصت‌ها و تهدیدهای استفاده از ابزارهای طبقه بندی رفتار و شخصیت باشد ( + ). وی در مقاله خود توضیح می‌دهد که این روزها، حرف زدن از استریوتایپ‌ هایی مثل نژاد و قومیت و جنسیت، چندان پسندیده نیست و انسانها حتی اگر به این استریوتایپ‌ها باور داشته باشند، در حضور عموم، کمتر این باور را ابراز می‌کنند. اما گاهی اوقات، الگوهای رفتارشناسی و شخصیت شناسی جدید مانند MBTI و DISC و Enneagram، موج جدیدی از نگاه‌های استریوتیپیک را راه انداخته‌اند و اکنون، می‌توان با ژست علمی، به همان شدت و قدرت سابق [به جای ترک و شیرازی و شمالی و تهرانی]، از ISTJ بودن و چالش‌گر بودن و برتری طلبی و … صحبت کرد. به نظر می‌رسد که دقت و توجه در به کارگیری ابزارها و خصوصاً ورود آنها به حوزه‌ی زندگی روزمره، از جمله نکاتی است که هرگز نباید از نظر ما دور بماند. آیا متمم به بررسی تست دیسک نمی‌پردازد؟ طبیعتاً هر یک از مدل‌های شخصیت‌شناسی و رفتارشناسی نقاط قوت و ضعف خود را دارند و برای برخی کاربردها مناسب و برای برخی دیگر نامناسب‌ هستند. متمم در میان آزمون‌های مختلف، از جمله آزمون MBTI و تست دیسک و مدل Big Five، فعلاً تصمیم دارد مدل Big-5 یا به اصطلاح علمی‌تر، مدل پنج عاملی شخصیت را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. چون این مدل، علاوه بر تحلیل رفتار و شخصیت، می‌تواند در تحلیل رفتار مشتریان در فضای فیزیکی و تحلیل رفتار کاربران در فضای مجازی و دنیای تکنولوژی مورد استفاده قرار گیرد و از این جهت، درک بهتری از موتور اصلی تحلیل‌گر نرم افزارهای روز دنیا (مانند فیس بوک و اینستاگرام ) در اختیار دوستان متممی قرار می‌دهد.

جزئیات
تست mbti چیست

تست mbti چیست

25 آذر1396

نیازها، خواسته ها، علایق، مهارت ها، ارزش ها و شخصیت های اشخاص همه با هم متفاوت اند. اگر دو نفر دارای گونه شخصیتی واحدی نباشند، کاری که به نظر یکی جالب است ممکن است برای دیگری ابداً جالب نباشد و حتی اولی از آن بدش آید. متخصصان امور شغلی از مدت ها قبل به این نتیجه رسیده اند که بعضی ها در انجام دادن بعضی کارها موفق تر عمل می کنند، بنابراین بسیار مفید است کاری که انجام می شود با استعداد و توانمندی های فرد به خوبی با هم هماهنگ باشد. با این وصف یافتن ابزاری که بتوان تیپ شخصیتی افراد را شناسایی کرد برای مدیران و کارشناسان منابع انسانی و استخدامی ضرورت می یابد. آزمون MBTI پاسخی بود بدین نیاز، آزمون تیپ شخصیتی که از دهه ١٩٢٠ تا به اکنون بر روی آن تحقیقات گسترده ای صورت گرفته، این نیاز را برآورده نموده و با استفاده از الگوی ١٦ تیپ شخصیتی افراد مختلف را از نظر شخصیتی از هم متمایز و سپس مشاغل مختلف و متناسب با تیپ شخصیتی مربوطه را معرفی می کند. هر تیپ شخصیتی، برای برخی از گروه های شغلی مناسب است. آزمون روانشناسی تیپ شخصیتی برگرفته از نام پدیدآورندگان آن مایرز- بریگز به اختصار MBTI نامیده می شود که مخفف Myers-Briggs Type Indicator می باشد. این آزمون که یکی از معروف ترین و شاید معروف ترین و پرکاربرد ترین آزمون های روانشناسی و شناخت شخصیت است، بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ پایه گذاری شده، و افراد رو به ١٦ تیپ شخصیتی دسته بندی می کند. اين ابزار روانشناختی، يک ابزار خودسنجی و پرسشنامه اي بسته؛ شامل ١٠٠ تا ١٦٠ پرسش است که ترجيحات افراد را با ١٦ گروه شخصيتی بيان می دارد. (رابينز، ١٩٩٥ ). (برگرفته از کتاب شغل مناسب شما – پاول تایگر- باربارا تایگر – ترجمه مهدی قراچه دغی و حسین رحیم منفرد – نقش و نگار) تیپ شخصیتی (MBTI) چه سئوالاتی را پاسخ می دهد؟ آزمون تیپ شخصیتی تلاش می کند به چهار سئوال زیر پاسخ دهد؟ ١.شناسايی اين که ما با دنيا چگونه تبادل و تعامل می کنيم؟ ٢.انرژی خود را به کجا هدايت می کنيم؟ ٣.اطلاعات را چگونه جمع آوری می کنيم؟ ٤.چگونه تصميم می گيريم و ترجيح می دهيم در شرايط سازمان يافته فعاليت کنيم يا استقلال بيشتری داشته باشيم؟ تیپ شخصیتی (MBTI) چه مواردی را می سنجد؟ آزمون تیپ شخصیتی بر مبنای سئوالات بالا ٤ معیار کلی را در يک پيوستار از صفر تا پانزده پردازش می کند که عدد بيشتر غالب بودن آن گرايش يا کارکرد را نشان می دهد. در تست MBTI چهار معیار کلی در فرد مورد تحلیل قرار می گیرد که عبارتند از : ١. برون گرا یا درون گرا بودن ٢. حسی یا شهودی بودن ٣. فکری یا احساسی بودن ٤. منضبط یا ملاحظه کار بودن برون گرا یا درون گرا بودن؛ گرایش کلی است که تعيين می کند فرد با دنیا چگونه تبادل و تعامل مي کند؟ بر این اساس میزان درون گرایی و برونگرایی فرد استخراج می شود. E. برون گرايی (Extraversion): برون گراها افرادي اجتماعی، دوستدار ديگران، باجرأت، فعال، سرخوش، با انرژي، خوشبين، دوستدار هيجان و تحريک و اميدوار به موقعيت هايشان وآينده، کنجکاو و در عمل قاطع، فعال و اهل گفتگو هستند. اين افراد علاقمند به تحقيق و پژوهش می باشند. I. درون گرایی (Introversion) : درون گراها افرادی محافظه کار، مستقل، تکرو، خجالتی، خوددار، يکنواخت و متعادل، کمرو و دوستدار تنهايی هستند. حسی یا شهودی بودن؛ تعيين می کند که فرد چگونه اطلاعات را از محیط اطراف جمع آوری می کند و بر این اساس میزان حسی و شهودی بودن فرد استخراج می شود. S. حسی (Sensing): افرادی که ترجيح مي دهند با استفاده از چشم و گوش و ديگر حواس پنجگانه به آنچه که در اطرافشان می گذرد پی ببرند و به ويژه آن ها به هر آنچه که در اطرافشان وجود دارد، توجه می کنند و آن را به خوبی درک می کنند. N. شهودی (Intuition): اشخاصی که ترجيح می دهند با ديدن " تصوير بزرگ از آنچه هست" و تمرکز بر پيوندها و ارتباطات موجود ميان حقايق، اطلاعات را درک کنند و آن ها به ويژه ترجيح می دهند با درک و ديدن امکانات جديد (خلاقيت) و روش های مختلف انجام کارها، اطلاعات را جمع آوری کنند. فکری یا احساسی بودن؛ تعیین می کند فرد چگونه تصميم گيری می کند و بر این اساس میزان فکری و احساسی بودن فرد استخراج می شود. T. فکری (Thinking): افرادی که در تصميم گيری از تفکر استفاده مي کنند (به نتايج منطقي انتخاب با عمل توجه دارند) آن ها سعی دارند از لحاظ فکری خود را از يک موقعيت جدا کرده و بی طرفانه و به شکل عينی آن را آزموده و علت و معلول را تجزيه و تحليل کنند. F. احساسی (Feeling): به احساسات ديگران توجه می کنند، نيازها و ارزش ها را درک می کنند، احساساتشان را نشان می دهند. منضبط یا ملاحظه کار بودن؛ گرايش خاصی است که تعيين می کند فرد ترجيح می دهد در شرايط سازمان يافته فعاليت کند و يا استقلال بيشتری داشته باشد : J. منضبط- قانون مدار (Judgment): تابع قانون بوده و بر اساس آن برنامه خودشان را بطور دقيق مشخص کرده و بر انجام آن ها در سر وقت تعيين شده پافشاری می کنند. P. ملاحظه کار - ادراکی (Perception): قوانين را خودشان تعيين می کنند و در انجام کارهايی که از قبل پيش بينی نشده يا فعاليت هايی که به سرعت و واکنش فوری نياز دارد، موفق هستند.

جزئیات